العلامة المجلسي ( مترجم : موسى خسروى )

94

بحار الأنوار ( زندگانى حضرت سجاد و امام محمد باقر ع ) ( فارسي )

ولى مولاى ما على عليه السلام فرمود از من سؤال كنيد از بالاى عرش و از زير عرش سؤال كنيد قبل از اينكه مرا از دست دهيد . در روز فتح خيبر خدمت پيامبر رسيد پيغمبر روى بحاضرين نموده فرمود از همه شما گرامىتر و داناتر و واردتر بفنون قضاوت على است . حجاج گفت احسن بچه دليل او را بر سليمان فضيلت ميدهى گفت خداوند در اين آيه فضيلت داده قال رَب اغْفِرْ لِي وَ هَب لِي مُلْكاً لا يَنْبَغِي لِأَحَدٍ مِن بَعْدِي « 1 » ولى مولاى ما امير المؤمنين عليه السلام گفت دنيا من ترا سه طلاقه كرده‌ام مرا حاجتى به تو نيست در اين موقع اين آيه را نازل نمود تِلْك الدَّارُ الْآخِرَةُ نَجْعَلُها لِلَّذِين لا يُرِيدُون عُلُوًّا فِي الْأَرْض وَ لا فَساداً « 2 » حجاج گفت احسن بچه دليل او را از عيسى برتر ميدانى ؟ گفت خداوند در اين آيه به او برترى داده إِذْ قال اللَّه يا عِيسَى ابْن مَرْيَم أَ أَنْت قُلْت لِلنَّاس اتَّخِذُونِي وَ أُمِّي إِلهَيْن مِن دُون اللَّه قال سُبْحانَك ما يَكُون لِي أَن أَقُول ما لَيْس لِي بِحَق إِن كُنْت قُلْتُه فَقَدْ عَلِمْتَه تَعْلَم ما فِي نَفْسِي وَ لا أَعْلَم ما فِي نَفْسِك إِنَّك أَنْت عَلَّام الْغُيُوب ما قُلْت لَهُم إِلَّا ما أَمَرْتَنِي بِه « 3 » حكومت را بتاخير انداخت تا روز قيامت اما على بن ابى طالب وقتى نصيريه « 4 » ادعاى خود را نمودند آنها را كشت و بقيامت نيانداخت اين فضائل على است كه قابل مقايسه با فضائل ديگران نيست حجاج گفت احسن از عهده جواب برآمدى اگر چنين جوابى نميدادى ترا ميكشتم جايزه‌اى به او داد و با احترام او را به منزل خود برگرداند . حضرت صادق عليه السلام فرمود سعيد بن جبير بامامت على بن الحسين معتقد بود و بسيار احترام ميكرد علت كشته‌شدنش بدست حجاج فقط همين بود مردى خوش عقيده بود گفته‌اند وقتى پيش حجاج رفت به او گفت تو شقى بن

--> ( 1 ) خدايا مرا اقتدار و حكومتى بده كه شايسته ديگرى نباشد . ( 2 ) قصص آيه 82 اين خانه آخرت را قرار دادم براى كسانى كه اراده برترى و فساد در زمين نداشته باشند . ( 3 ) مائده 116 ، عيسى تو گفتى بمردم تو و مادرت را خدا بگيرند گفت منزهى تو خدايا مرا نميرسد چيزى كه حقم نيست ادعا كنم اگر گفته باشم تو ميدانى آنچه در دل دارم تو ميدانى ولى من از آنچه تو در نظر دارى خبر ندارم تو داناى رازهائى جز آنچه تو دستور داده‌اى نگفتم . ( 4 ) خلاصه گفتار آنها اينست كه ائمه را روح لاهو ميدانند .